وزیرخارجه ایران، محمد جواد ظریف این هفته در مصاحبه به اهرم های فشار ایران بر افغانستان در مسئله رودخانه هیرمند اشاره کرده است. اما این اهرم ها دقیقا چیست و آیا آنگونه که آقای ظریف مدعی است به واسطه این اهرم های فشار، ایران میتواند افغانستان را به پذیرش حقابه هامون مجاب یا مجبور کند؟ و اگر این اهرم ها کافی نیست، راه حل چه می‌تواند باشد؟

فرصتهای تجاری در ازای آب

بسته پیشنهادی ایران به افغانستان در قالب مشوق های تجاری و بازرگانی در منطقه ی چابهار مهمترین اهرم اقتصادی ایران است. چراکه افغانستان به دلیل محصور بودن در خشکی، برای دسترسی به آبهای آزاد و بنادر کشتیرانی برای واردات و صادرات کالا دو گزینه بیشتر ندارد. بندر گودار در پاکستان یا بندر چابهار در ایران که با توجه به روند رو به گسترش مبادلات تجاری و اقتصادی بین افغانستان و هند، تنها مسیر ترانزیتی در دسترس برای این کشور، بندر چابهار ایران است.

وابستگی افغانستان به مسیر ترانزیتی ایران، زمینه توافقنامه ی مشترکی بین دو کشور را فراهم کرد. توافقی که از نظر مقامات ایران بسته تشویقی بوده برای جلب نظر افغان ها در حل و فصل مناقشه هیرمند.

اما این هویج، چماقی هم در پس دارد. افغانستان همواره نگران است که ایران به خاطر تحمیل خواسته های خود (مانند حقابه هامون) از تهدیدات اقتصادی به ویژه قطع راههای ترانزیتی به بندر چابهار و بندرعباس به عنوان یک اهرم فشار سیاسی استفاده کند.

ایران و افغانستان در مهرماه ۹۶ سه یادداشت تفاهم امضا کردند که بنا شد، ایران امتیازات اقتصادی، اجتماعی و ترانزیتی قابل توجه ای برای افغانستان در نظر بگیرد؛ از جمله ایجاد تسهیلات تجاری در بندر چابهار، تکمیل خط راه آهن خواف-هرات، برگزاری دوره های آموزش عالی در مقاطع لیسانس و فوق لیسانس برای کارمندان راه آهن افغانستان، آموزش کارمندان اداره هوانوردی افغانستان، تسهیل امور گمرکی و رفع موانع تعرفه ای، لغو یا کاهش شهریه دانش آموزان و دانشجویان افغان مقیم ایران و قانونمند کردن اقامت اتباع افغان و تایید داوطلبانه بودن روند بازگشت پناهندگان افغان.

دولت ایران همچنین از ادامه کمک های اقتصادی بین المللی برای ایجاد ساختارهای زیربنایی اقتصادی در افغانستان حمایت کرد. این بند اشاره غیرمستقیم به پروژه های سدسازی افغانستان دارد ولی در عین حال ایران با تداوم کمکش در زمینه بهبود رفاه اجتماعی در افغانستان موافقت کرده است.

در ازای این بسته تشویقی در دو بند پایانی بیانیه مشترک ایران و افغانستان، اشاره ای هم به دغدغه اصلی دولت ایران یعنی مساله ی هیرمند شده است: “طرفین بر اجرای همه جانبه و کامل معاهده سال ۱۳۵۱ درباره حقابه هیرمند و برگزاری جلسات منظم کمیساران آب هیرمند طی برنامه و جدول زمانی مشخص به تفاهم رسیده اند.”

در توافقنامه البته هیچ ضمانت اجرایی در مورد طرف افغانستان ذکر نشده و این یعنی که ایران به دلیل نداشتن اطلاعات کافی و وافی از وضعیت هیرمند، نتوانسته است موضعش در قبال افغانستان را مستدل کرده و به اثبات برساند.

اگرچه طرفین نگرانی خویش را از وضعیت موجود اکوسیستم گودرزه در افغانستان و هامون در ایران به طور مشترک ابراز و بر انجام مطالعات فنی توافق کردند اما دولت افغانستان هیچ مسئولیتی درباره خشکیدگی هامون و سیستان را نپذیرفته است.

ایران هم نتوانسته ادعای خود مبنی بر قطع جریان آب هیرمند به سیستان را ثابت کند یا حداقل دولت افغانستان را به نظارت دقیق تر مفاد معاهده، ملزم کند.

هر چه هست، ایران نتوانسته است با اعطای امتیازات، افغانستان را به دادن حقابه طبیعتِ هامون راضی کند.

حتی در موضوع معاهده هیرمند نیز دولت افغانستان تنها به ایجاد یک کارگروه مشترک مطالعاتی تن داده است، یعنی این که ایران امتیازات زیادی بدون دستاورد مشخصی به افغانستان داده است.

به نظر می رسد با رویکرد کنونی دولت افغانستان، احتمال بازنگری یا اصلاح در قرارداد ۱۳۵۱ هیرمند آنگونه که سهم آب بیشتری نصیب ایران بشود، منتفی است. هیرمند تنها منبع آب منطقه سیستان است و ایران هیچ امکان دیگری برای تامین آب منطقه را از منابع دیگر ندارد. با چنین شرایطی گزینه خرید آب از افغانستان یک راه حل جدی است.

شاید اگر از ابتدا دولت ایران وارد مذاکره خرید آب می شد هم افغانها استقبال می کردند و هم ایران می توانست امتیازات اعطایی را در ازای مبلغی منصفانه و قابل قبول واگذار کند.

هیرمند کمیسار هیرمند در دو کشور ماهانه یا چند ماه یکبار مذاکراتی انجام می دهند و تا کنون ۱۸ جلسه مشترک برگزار کرده اند ولی در عمل همچنان آبی در رودخانه ها جاری نمی شود و چاه ها همه خشک شده اند.

خرید آب و اجاره زمین، راه نجات سیستان

کمیسار هیرمند در دو کشور ماهانه یا چند ماه یکبار مذاکراتی انجام می دهند و تاکنون ۱۸ جلسه مشترک برگزار کرده اند ولی در عمل همچنان آبی در رودخانه ها جاری نمی شود و چاه ها همه خشک شده اند.

سیستان به شدت به آب هیرمند وابسته است و بدون آب، بیکاری، فقر، گرد و غبار ساکنان این استان را ناگزیر به مهاجرت خواهد کرد.

آنچه که در دیپلماسی آب به عنوان راه حل پیشنهاد میشود، تمرکز بر علایق مشترک و ایجاد ارزش های تفاهمی است.

افغانستان باید منفعت و سود خود را در همکاری با ایران بیابد. مثلا قراردهای اقتصادی مشترک، دسترسی به منطقه آزاد تجاری چابهار و استفاده از تخفیف یا لغو برخی تعرفه های تجاری امتیازاتی است که افغانستان با ایران مد نظر قرار می دهد ولی به دلیل نگرانی از اهرم فشار ایران همزمان قرارداد مسیر ترانزیت هوایی با ترکیه را نیز به امضا می رساند تا از وابستگی کامل به ایران رها شود.

اما چه مشوق هایی افغان ها را پای میز مذاکره نگه داشته است؟

۱- موضوع استفاده بهینه از آب، حمایت از کشاورزی در ایالت هلمند از سوی ایران، ترویج سیستم های مدرن آبیاری و کشت محصولات کشاورزی به صرفه از مشوق های پیشنهادی ایران به افغانستان برای جلب همکاری است.

۲- پیشنهاد دیگر کمک به کشت زعفران در افغانستان است تا جایگزین کشت خشخاش شود ولی این مشوق تاثیر جدی بر بازار زعفران ایران خواهد گذاشت.

۳- موضوع لیزینگ زمین و بهره برداری از آب مجازی دیگر گزینه ایران است. اینکه ایران بپذیرد که افغانستان آب را در اختیار داشته باشد و در ازای آب و زمین، مثلا ۴۰۰ هزار نفر زارع و بیکار زابلی، فرصت کار در افغانستان داشته و اجاره و مالیات هم به افغانستان بدهند. به نظر می رسد این گزینه به طور جدی در مذاکرات مطرح شده است چراکه محمد حسین فیضی کارشناس افغان در وزارت خارجه در گفتگویی تایید میکند که سیاست کشت فرا مرزی می تواند در افغانستان به مراتب باصرفه تر باشد و باعث تقویت روابط ایران و افغانستان شود.

۴- خرید آب از افغانستان شاید گزینه آخر است. موضوع خرید آب از افغانستان تاکنون حداقل دوبار به طور رسمی مطرح شده است. اولین بار همزمان با تنظیم معاهده هیرمند در سال ۱۳۵۱، پیش نویس خرید آب و قیمت گذاری آب توسط نماینده ایران تهیه شد.

متن این پیش نویس در اسناد وزارت خارجه ایران و افغانستان موجود است. در این پیش نویس افغانستان متعهد می شد که چهارصد میلیون متر مکعب آب اضافه بر معاهده برای یک دور پنج ساله قابل تمدید را در ازای مبلغ معینی به ایران تحویل دهد.

قیمت هرمترمکعب به ازایِ سنت آمریکایی در پیش نویس ذکر نشده تا در پی توافق تعیین شود. اما مساله فروش آب با مخالفت گسترده در افغانستان آن روز مواجه شد و حتی مخالفان مارکسیست، دولت را به فروش منابع کشور متهم کردند. در نهایت موضوع خرید آب از دستور کار مذاکرات حذف شد.

بار دیگر در کنفرانس مطبوعاتی بین حسن روحانی و اشرف غنی در تهران سال ۱۳۹۶ موضوع خرید آب مطرح شد. وزارت خارجه افغانستان تایید می کند که رئیس جمهور ایران آمادگی کشورش را برای خرید آب از رودخانه هیرمند اعلام کرده بود ولی در عمل پیگیری نشد.

تعرفه بین المللی ثابتی برای خرید و فروش آب وجود ندارد ولی مطالعه تجربه کشورها می تواند ما را به یک تعرفه متناسب با شرایط منطقه رهنمون سازد.

به هرحال آنچه کارشناسان ایران و افغان بر آن تقریبا توافق نظر دارند، تشریک منافع و ایجاد وابستگی متقابل برای جلب همکاری است. موضوع همکاری های آبی نیاز به اعتمادسازی دارد و تاکید بر موضوع تقسیم آب و حقابه در شرایطی که طرفین با کم آبی مواجه هستند، نه تنها به نفع طرفین نیست بلکه موضوع را بیشتر سیاسی کرده و همکاری را دشوار می کند.

فرزانه بذرپور / bbc

Comments are closed.